درباره وبلاگ
عشق رازي است مقدس. براي كساني كه عاشقند،عشق براي هميشه بي كلام مي ماند؛اما براي كساني كه عشق نمي ورزند،عشق شوخيِ بي رحمانه اي بيش نيست
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
پسر تنها
بوسه ی تنهایی
لحظه ها
سیاوش ( به دلتنگیهایم دست نزن )
امید ( ستاره ی جوان شادمهر )
گالری عکس شادمهر
شادمهر جون
عاشقتم
سعید خوشتیپ (×)دختر کشی(×)
کابوس های نگاه
رز قرمز
شب مهتابی
دختر ماه
نیما و نیروانا
ماندانا
من به تو فکر میکنم !
احمد ( عاشق تنها )
بی هویت
پرستو ( پرواز )
مهرداد ( نفرت )
محمد عزیز ( گرافیک و کامپیوتر )
مهربان
علی ( ماه بنی هاشم عباس (ع) )
رضا
حامد ( دلشکسته )
الهام عزیز با همنفس روزهای پاییزی
فاطمه ( کلبه ی عشق )
احسان عزیز با زندان زمان
معصومه ( مسافر جاده ها )
امین ( یک ساعت و نیم سپید )
پارسا ( به نام دلشکار ماهر )
جواد عزیز با سرای خسته دلان
مجتبی ( اخه دل من )
میثم ( تنها تر از سکوت )
دلشوره ( یاشار )
هومن ( شاعر تنها )
غربت سکوت با مسافر
داریوش ( غزل واره مرگ )
محسن با سلطان قلبها
محمد رضا
علیرضا با ایستگاه شادی
ابوذر با دوباره وقت سحر شد دلم بهانه گرفت
پرررررررستووووووووو با مسافر تنها
حامد با عاشقانه ها
حسین با کشته مرده های رفیق
به کی بگم مسافرم
قلب مهربون
حرفهای دل
نوشته های پیشین
تیر 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
طراح قالب
POWERED BY

میدونم . . . خوب هم میدونم که دیگه تکراری شده قصه ی من گمشده و این دلتنگی ها ! اما گاهی آنقدر
دلتنگی هایت زیاد میشوند که اختیارت را به باد میدهند و قلمت را به دست . . . حالا تو هم اگه نخواستی
نخوان . . . او هم که باید بخواند نخوانده میداند . . . من هم که اگر می نویسم چه کنم که محکومم و معتاد
نوشتن . . . ! " می آمدم و مینشستم اینجا ـ بی تاب ـ و صدایت میزدم . می آمدی مینشستی اینجا حرف .
. . حرف که نمیزدی فقط گوش میکردی و تپش های این قلب آروم و مطمئن میشد !
اما حالا اغلب شبها که ساعتی مانده تا اذان ـ که نخوابیده ام تا سحر ـ رو به این آسمان که با بی خیالی ـ
نگویم با بی شرمی ـ که ماهش را به رخم میکشد نگاه میکنم انگار که بخواهم تموم دلتنگی هایم را بر سرش
فریاد بزنم . . . اما نه ، سکوت میکنم خودت که میدونی آدم گاهی موظف میشود به سکوت و رضا !
باز هم امروز بهت زده و حیران در وسط اتاق می ایستم ، چه سکوت غمباری ! پارچه های سیاه روی دیوارها
و گلهای خشک و پژمرده ، خبر از فصل جدایی و نیستی میدهد . دیگر کسی نیست که مرا با نگاهش بدرقه
کند . . . و من دوباره به خودم می آیم !
نوشته شده توسط پرستو در جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 19:43 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
دل اشتباه نمیکنه . . . ( تقدیم به روح الله عزیزم )
حسین عزیزم تولدت مبارک . . .
سلام بر محرم . . .
دردهای مرده در حنجره
چرا خوش ترین لحظات زندگی در یک خواب کوتاه خلاصه شده . . .
دوست دارم به تموم دنیا قسم ، دوست دارم
حسرت
داداشی عزیزم ( کیوان جون ) تولدت مبارک . . .
ولادت با سعادت حضرت علی ( ع ) و روز پدر مبارک